یک دیوانه‌ی از قفس پریده

دلُم دَردی که دارد با که گویَد..؟

چرا برای صبح فرداها آلارم میذاریم و ساعت کوک میکنیم که بیدار شیم درحالی که حتی نمیدونیم قراره زنده باشیم یا نه؟
› از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

#امید‌هایِ‌الکی
    بازدید : ۸۹
  • 97/06/06 , 20:15
  • که اگه بیدار شدیم! اگرم قراره نشیم ک هیچی. 
    ادمی ب امید زندست
    @ پر ِ بنفش
    که امیدها یک شبه پوچ بشه؟
  • 97/06/06 , 22:40
  • واس این که میخوام برم سبزه رو ببینم
    @ بنفشه ❤
    بازم امیدِ الکی که..
  • 97/06/06 , 23:33
  • یه سری امیدا یه شبه، یه سریشونم بعد از دوره ای، یه سری هم هیجوقت. من و تو که نداریم ولی کسی که به بهشت و اینا امید داره و تحمل میکنه این زندگی ِ کوفتیو، خب امیدشو با خودش به گور میبره... همه مدلیش هست. مهم اینه که هی بسازی و خراب بشه، گیو آپ نشی. چون مجبوری! چون همینقد بد و افتضاحه و امید نداشته باشی که بدتر باشه؟ نه! عاقل باش و راه ِ حل ِ احمقانه ی آسون رو انتخاب کن! (البته این جمله دستوری نیست. شاید تو یه نظریه دیگه ای داشته باشی...) 
    :( ):)
    @ پر ِ بنفش
    و منظورم همینه وقتی ۹۰درصد امیدها الکیِ پس چرا بازم امید دارم بهش..؟ برا تحمل زندگی فقط..؟ (میدونم :])
    (:)

    › به جای گیوآپ از تسلیم استفاده کنی بهتر نی؟ :)))
  • 97/06/06 , 23:40
  • شاید!

    نثرِ منه. :) بده؟
    @ پر ِ بنفش
    چه فایده..:)

    › نگفتم بده، گفتم اونجوری بهتره :) و اِلا مثلا منم بیام کلمات ترکی استفاده کنم بگم نثرِ منه خیلی جالب به نظر نمیرسه یا مثلا یکی که یه زبان دیگه‌ای بلده..
  • 97/06/06 , 23:50
  • فایدش همونه ک گفتیم!


    ترکی رو همه بلد نیستن ولی گیو آپ رو کسایی که من براشون مینویسم یحتمل بلدن. بعدم، نه اینکه تو ترکی نمینویسی! بعدشم کلی کلماتتون وارد ِ فارسی شده. بیا راجبش بحث نکنیم، اگه ادبی باشه نمینویسم :) ولی در حالت معمولی مانعی نمیبینم (:
  • 97/06/07 , 01:02
  • چه کنیم اخوی؟!بریم بمیریم؟باور کن از تیغ زدن میترسم خونمونم شیرگاز نداره وگرنه خودمو راحت میکردم:| در نتیجه الان باید برم بخوابم و فردا صبح سبزه رو ببینم...
  • 97/06/07 , 01:12
  • چون اگه زنده موندیم دیر نرسیم به کلاس و کار و غیره دهنمون صاف شه! :|
    @ פـریـر بانو
    همین دیگه مشکلم با "اگه" هست :)) چرا اصن به دنیا میایم که بمیریم؟ این همه اتلاف انرژی که آخرش مرگ؟ نمیفهمم حقیقتا..
  • 97/06/07 , 03:40
  • دنیا نمیایم که بمیریم. دنیا میایم زندگی کنیم. حس کنیم. بچشیم. تجربه کنیم. این‌ها چیزهای ارزشمندیه. که اگه از لحطهٔ بعدیمون باخبر نیستیم این لحظه‌ای که توشیم و زنده‌ایم رو اونطور که دلمون می‌خواد بگذرونیم. زندگی چیز بیهوده‌ای نیست علی. درسته ما از لحظهٔ بعد خبر نداریم اما تو این لحظه امید داریم. امید به همون «اگه زنده بمونم». پس براش برنامه می‌ریزیم و آلارم می‌ذاریم که اگه شانس زنده موندن داشتیم استفاده کنیم ازش. :)
    هیچی از نیستی بدتر نیست. تو می‌تونستی نباشی و از تمام چیزهایی که حس کردی و تجربه کردی محروم باشی. وقتی آدم می‌میره فقط نشون نمی‌ده که مرده. نشون می‌ده زندگی کرده و چیزهایی رو تجربه کرده. و بیا رو راست باشیم. تمام لحظه‌های زندگی بد نیست و توش انرژی تلف نکردیم، خیلی وقت‌ها هم خوش می‌گذره بهمون. :)
    @ פـریـر بانو
    نمیگم خوش گذرونی نیست، اتفاقا خیلی هم خوبه ولی یه عالمه سگ دو بزنیم، این همه مسئولیت، درگیری و یه عالمه چیز دیگه که آخرش چی بشه؟
    › کاملا معلومه تو حالت "خب که چی" گیر کردم نه؟ :))
  • 97/06/07 , 13:02
  • این اشکال ماست به نظرم. :)) منم تو نقطه‌ای که الان توشی بودم‌. بعد با خودم گفتم که چی مثلا؟ اگه فردا بیفتی بمیری بابت همهٔ این لحظه‌هایی که سخت گذروندی و استرس داشتی، پشیمون می‌شی. از اون به بعدش تا تونستم سعی کردم حالم خوب باشه. خیلی جاها هم موفق نشدم مثل تابستون امسال ولی خب... دوباره برگشتم به زندگی! :))
    بعد اینکه برای نداشتن این حس به نظرم باید مشغله‌ها و درگیری‌ها رو ببریم سمت علایقمون. مثلا رشته و شغل و همسر دلخواه! من رو تصور کن که اگه الان داشتم به‌خاطر درآمد زیاد پزشکی می خوندم چه حال داغون و ناامیدی داشتم! ولی اینطور نیست... رشته‌ای که دوست دارم رو می‌خونم و شب‌های امتحان بدبختی می‌کشم ولی بازم برام شیرینه. چون دوستش دارم. و تو همهٔ حال‌بدی‌هام وقتی فکر می‌کنم که قراره برم دانشگاه حالم خوب می‌شه‌. اینجوری رضایت میاد سراغ آدم. رضایت از زنده بودن. انجام کارهایی که زور و اجبار نیست و علاقمونه حالمون رو خوب می‌کنه. :) و این «خب که چی‌»ها رو هم از بین می‌بره. :)) 
    از خودت می‌پرسی چرا زندگی کنم؟ و جواب می‌دی که کارهایی که دوست‌ دارم رو انجام بدم و لذت ببرم چون ممکنه دیگه هیچ‌وقت این امکان برام وجود نداشته باشه. :)
    @ פـریـر بانو
    تا الانش هم سعیَم بر همین بود که دنبال علاقه‌م باشم، ولی خب آدم بعضی جاها یه ضربه‌هایی میخوره که تا عمر داره یادش نمیره و به این فکر میکنه که این همه تلاش میکنی آخرش باز یه اتفاقی میوفته بازم همه‌ش میشه پوچِ پوچ..
    لذت ببریم ببینیم چی میشه آخرش :)) 
    خب می‌گیم اگه زنده موندیم، دیگه خواب نمونیم!
    @ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    همین دیگه مشکلم با "اگه" هست :))
  • 97/06/08 , 15:46
  • الکی الکی امیدواریم فردا روز بهتری باشه...
    @ آسـوکـآ آآ
    امیدوارم واقعا الکی‌الکی هم تموم نشه آخرش واقعا ..
  • 97/06/22 , 15:28
  • تا حالا گشنه ت شده، هیچی پیدا نکنی بخوری؟؟
    یا ببخشید روم به دیوار، فشار بهت اومده باشه، موال پیدا نکنی؟؟
    + هر وقت تونستی اون موقع به این چیزا فکر کنی منم میام و جوابتو میدم!
    @ یک مرد!
    شتتتتت :)))))))))))))
    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.